تبليغاتX
نیایش با یگانه خالق آفرینش !

نیایش با یگانه خالق آفرینش !

مقدمه

 

درباره این که چرا نماز می خوانیم بايد گفت ما وقتي نماز

مي خوانيم با كسي حرف مي زنيم كه بسيار بزرگ و با عظمت است طوري كه بزرگي و عظمت او را نمي توانيم توصيف كنيم يا كسي را با او مقايسه كنيم و بگوييم بزرگي و مقامش مانند فلان شخص است .وقتي خيلي سال‌ها پيش به دبستان مي رفتم مدير مدرسه براي من شخصيت بسيار بزرگي بود و احساس مي كردم كه كسي مانند او داراي اين ميزان شخصيت و احترام نیست . روزي كه من به اتفاق مادرم براي كاري به او مراجعه و پيش او رفتم و او با من به صحبت نشست در خود احساس غرور و شخصيت كردم كه با چنين فرد بزرگي هم صحبت شده ام  و احساس مي كردم كه من هم فرد بزرگ و با شخصيتي شده ام كه توانسته ام با او هم كلام شوم.

 

 

 

در نماز ما با كسي صحبت مي كنيم كه از همه بزرگ تر و  دانا تر و مهربانتر است طوري كه هيچكس به دانايي،توانايي مهرباني وبزرگي او نمي رسد . اگر ما وقتي كه مي خواهيم نماز بخوانيم به ياد بزرگي و توانايي و مهرباني و قدرت خداوند بيفتيم و اين نكات را براي خود ياد آوري كنيم از اينكه با او هم كلام مي شويم در خود احساس بزرگي مي كنيم و وقتي اين ارتباط و صحبت را هر روز تكرار مي كنيم و با توجه واخلاص با او به نیایش می پردازیم بین ما و خدا انس والفت و دوستي ايجاد مي شود كه اين دوستي در تمام مراحل زندگي به درد ما مي خورد چرا كه خدا همه جا هست هميشه صداي مارامي شنود و هميشه درد ماراخوب میفهمد هميشه نسبت به ما از همه حتي مادرنیز مهربان تر است.محبت مادر ذره اي از محبت بي انتهاي خداوند است زيرا اوست كه همه ما را آفريده و محبت را در قلب هاي ما قرار داده بخاطر همين محبت ها و نعمت هايي كه خداي بزرگ و مهربان به ماداده است هر روز نمازمان  را با نام او او و با تشكرازاو شروع می کنیم 

و مي گويیم :

             {بسم الله الرحمن الرحيم }

هر روز در نماز چند بار با خدا نيايش مي كنيم و هر بار با توجه و تمركز فكر تكرار مي كنيم كه حمد و ستايش مخصوص توست نعمت ها از آن تو بهشت و دوزخ به عدل تو و اطاعت و پرستش شايسته توست در طول روز در كنار هرنعمت دست مهربان خدا را مي بينيم و اطاعت او را بر اطاعت ديگران ترجيح مي دهيم و براي رشد و صلاحمان و نجات از گرفتاريها تنها ا زاو كمك مي طلييم و به اين ترتيب در طول روز به يا د خدا هستيم .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر حیدریان  | 

اهميت نماز در ايجاد ارتباط خدا و خلق

 

فريضه نماز امرى نيست كه فقط بنده را به خالق و پروردگارش نزديك سازد و حلقه اتصال بين عبد و معبود را شدّت بخشد و عشق به خدا را در قلب و باطن او زنده سازد بلكه اين يكى از آثار و نتايج مطلوبى است كه در زندگى نمازگزار ظاهر مى شود. اثر ديگرى كه نماز در حيات مسلمين ايجاد مى كند اين است كه در عين قرب الهى او را با جامعه انسانى پيوند داده و نسبت به ساير انسانها وتمام هم نوعانش يك فرد مسئولیت پذیر مى آورد. و اين روح نماز و تعبد به خدا است كه هرگز نمى گذارد فرد در مقابل خلق خدا بي تفاوت باقى بماند. و احساس مسئوليت اجتماعى نداشته باشد.

 

 

 

پس در نماز دو اثر عمده نهفته است يكى اثر فردى كه موجب نزديكى او با خدايش مى گردد و ديگر اثر اجتماعى است كه او را در جامعه فردی مسئولیت پذیر مى آورد. يعنى نمى شود كسى اهل نماز و عبادت باشد و در عين حال نسبت به جامعه بشرى و همنوعان خويش هيچ وظيفهاى را احساس نكند.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر حیدریان  | 

آیا باید نماز ها را باید جدا از هم خواند ؟

 

 در عصر پیامبر موقعی که مسلمان ها کار شتاب زده ای داشتند گاه نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا راپشت سر هم می خواندند, ولی موقعی که کاری نباشد, مستحب است جداگانه بخوانند. به حکم این که دین سالام ,سمحه و سهله است و مردم گرفتار کار و زندگی بودند, فرمود: جمع بخوانید.
بنابراین اوّلاً جدا خواندن نماز ظهر و عصر مستحب است ; در ثانی جدا خواندن برای کسانی که کار زیادی ندارند, ثواب دارد, لیکن امروز که انسان گرفتار کارهای بسیار است جدا خواندن رحمت دارد. در خیلی ازکشورهای اسلامی , اگر کسی کار و کسب خود را ترک نکند و در نماز جماعت ظهر و عصر جداگانه شرکت نکندجریمه می شود در صورتی که اکراه در اسلام نیست  و نماز جماعت مستحب است .

  نقش نماز و تعاليم دينى در شخصيت جوانان

اينكه در انسان تمايلات و گرايشاتى وجوددارد كه او را متوجه به اهدافى مىسازد و مىخواهد به دست يابى با آن اهداف خود را تسكين و اطمينان ببخشد نشانه آن است كه بايد چنين ملجائى وجود داشته باشد. چون اقتضاى حكمت بالغه الهى اين است كه هيچ نيازى را بدون پاسخ نگذارد.

ترديدى نيست كه روح و حقيقت تعاليم دين به نيازهاى روحى و گرايشات غريزى و فطرى او برگشت مىكند و با جزم و يقين مىتوان گفت كه هيچ يك از دستورات دين بىارتباط با تكامل انسانى او نيست. «جان و جوهر پاسخ اسلامى به دنياى متجدد در جهات دينى و معنوى و فكرى زندگى بشر نهفته است .

همين جهات است كه كردار بشر و نحوه تلقى او را از جهان پيرامون رقم مىزند. مهمترين پاسخ يك جوان مسلمان و مهمترين گامى كه بايد او پيش از هر چيز بردارد اين است كه قوت ايمان خود را حفظ كند و اعتمادش را به صدق و اعتبار وحى اسلامى از دست ندهد. دنياى متجدد به تدريج تباه شده است و در صدد است همه آنچه را كه مقدس و طبعاً دينى است از بين ببرد و بخصوص با اسلام به عنوان دينى كه از نگرش قدسى نسبت به زندگى و قانون الهى در برگيرنده همه افعال و اعمال بشر عدول نكرده است مخالفت دارد. اكثر مشترقان غربى حدود دو قرن به اسلام مىتاختهاند و سعى داشته اندبه مسلمين ياد دهندكه دين خود را چگونه بفهمند»همه اين تلاشها بدان جهت صورت مىگيرد كه اسلام چون مسيحيت و يهوديت تحريف نشده و متون واقعى آن در دست است و پاسخ همه معضلات را ميتوان در او جست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر حیدریان  | 

چرا نماز می خوانیم ؟

              

 

اگر نماز می خوانید هدفتان از نماز خواندن چیست؟

اگر انسان بخواهد در این دنیا با اگاهی و ازادی وشخصیت انسانی زندگی کند ، قطعا باید برای چنین زندگی حکمت و هدفی والا داشته باشد!!انسانی ترین کاری که برای تامین زندگی هدف دار ضرورت دارد  به ثمر رساندن احساس عمیق وابستگی  به کمال است. 

انسان با قرار دادن زندگی خود در جذابیت کمال باید بر یک حقیقت تسلیم شود و در برابرش به زانو بیفتد و برای او پیشانی بر سجده بگذارد !این تسلیم و سجده احساس عمیق کمال گرایی را به بار می نشاند.

باید به یقین بدانیم که اگر ما انسان ها در برابر ان کمال مطلق تسلیم نشویم و سر به سجده نگذاریم باید به تعداد خواسته ها و تمایلات و وابستگی های وجود خود ، خدایانی  بتراشیم و در برابر آنها تسلیم شده و به زانو بیفتیم و سجده کنیم.

شناخت معبود و افریدگار حقیقی ، محبت او را در دل ایجاد می کند و این محبت انسان را به پرستش و  عبادت و اظهار کوچکی و تواضع در برابر عظمت او وا میدارد.

 انسان در کل سرشتی خدا آشنا . خداگرا و خدا پرست دارد و خود و جهان را وابسته به خالقی  می یابد که سرچشمه ی همه خوبی ها و زیبایی هاست . کمتر کسی در طول تاریخ این حقیقت را انکار کرده است . حتی انان که بت پرست بودند یا بت ها را شریک خدا می دانستند در صدد پاسخ گویی به این نیاز فطری خود بودند ولی در یافتن مصادق  واقعی دچار اشتباه می شدند.

انسان که از دروان گرایشی به خدا احساس میکند . تمایلی مقدس و متعالی که او را گاه و بی گاه به نجوا با خدا می نشاند و وادارش می کند که راز های درونی خود را بی واسطه با او در میان بگذارد.

 

فلسفه نماز

 

تمام پديدههاى نظام هستى معلول و مخلوق ذات حق بوده و منشأ آفرينش آنها خالق قادرى است كه هستى از او نشأت گرفته است. همه موجودات از جمله انسان از فيض حق وجود يافتهاند. و نه تنها در مقام حدوث بلكه در مقام بقاء نيازمند و محتاج اويند.

يعنى خداوند نه تنها نعمت وجود را به موجودات اعطا نموده است بلكه ربوبيت و سرپرستى آنها را نيز عهده دار گشته است پس خدا هم خالق است و هم رب، و همه موجودات به خالقيت و ربوبيت او اعتراف دارند.

انسان كه اشرف كائنات است بر اساس فطرت به ربانيت او مقر و معترف است و هرگونه شرك را از او نفى مىكند و لازم است كه فقر خويش و غناى خالق، كوچكى خود و عظمت رب را اظهار نمايد و رمز نماز در همين است كه بنده اظهار عبوديت و بندگى نمايد. چنانچه در كلام گوهر بار امام رضا(عليه السلام) آمده است كه:

«علت نماز اقرار به ربوبيت خدا و نفى هرگونه شريك براى او و ايستادن با خضوع و كوچكى و بيچارگى در پيشگاه خداست»

از آن جهت كه آدمى مركّب از عقل و شهوت است و نيز در فرمان بردارى او هيچ گونه جبرى وجود ندارد بلكه با اختيار زندگى مىكند قطعاً داراى معاصى و گناهان هم هست پنج بار ايستادن در مقابل خداوند در حال نماز به معناى اعتراف به گناه و درخواست آمرزش گناهان و طلب مغفرت در مقام عمل است.

چنانچه در حديث آمده است كه «نماز موجب ياد خدا و دورى از غفلت و سركشى و باعث خشوع، فروتنى و خواهان طلب افزايش معنوى و مادى است» پس یکی دیگر از عوامل خواندن نمازدوری از گناه است.

نماز چییست ؟

 

 

نماز جلوه ی بندگی انسان در پیشگاه خدا و مظهر عبادت است آن که بنده ی افریدگار است و این بندگی را احساس می کند می داند و باور دارد ،که  در برابر او مطیع و فرمان بردار است و به سجده می افتد با او راز می گوید و نیاز می طلبد و به یاد ما می اندازد که بنده ای بیش نیستیم.

نماز  این حقیقت والا و سازنده ، بیان کننده ی بی نهایت گرایی آدمیان ، این اگاهی بخش به جان های مشتاق اگاهی این ازادی بخش شخصیت انسان ، این اب حیات جانهای زنده ی ادمیان نیازی به تعریف ، توصیف و تفسیر ندارد !!

در این جهان معنی دار که حرکت تکاملی دارد همه ی اشیا خدا را تسبیح می کنند و حمد و ثنا میگویند.

فقط برخی از انسان ها هستند که از این حرکت تکاملی بی بهره ماندهند .نماز عبارت است از بر قرار ساختن ارتباط بین یک موجود بی نهایت کوچک به یک موجودی بی نهایت بزرگ در

 حال معرفت.آن جایی که این ارتباط با عظمت بر قرار میگردد چه مسجد ، چه گوشه ای از خانه ی محقر ، یا در میان زیبا ترین منازل باشد و یا هر جا که این ارتباط بر قرار شد آن جا رصد گاهی میشود برای نظاره به کمال بی نهایت.

نماز عبادتی است در پیشگاه پرورگار بزرگ که در سایه ی آن

نیاز های روحی و معنوی انسان تامین می شود و انسان های نماز گزار از آرامش روان و صفای روح و نیز از رفتار فردی و اجتماعی مناسب و مطلوب بر خوردار میشوند.

 اگر ما انسان ها خدا را قبول داریم و  می دانیم او افریدگار است و ما مخلوق. چرا در برابر این همه نعمت این خواسته ی کوچک یعنی نماز را به جا نیاوریم؟

آیا ما نباید از این افریدگار سپاس گزار باشیم ؟ نباید به گونه ای از خداوند تشکر کرد ؟ آیا راه بهتری برای تشکر از او می شناسید ما از خداوند تقاضا میکنیم اما نباید به او که نماز را از ما خواسته گوش فرا دهیم؟

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر حیدریان  | 

چگونه باید عبادت کرد ؟

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


 

خدا لایق ستایش است و میتوان با چند جمله زبانی با او راز و نیاز کرد ، پس چرا نمازی را که به زبان بیگانه است بخوانیم؟

در این که خداوند را چگونه باید عبادت کرد و با کدام الفاظ و عمال او را ستود  ، بهترین راهنما خود خداوند است.

هم قالب و شکل این عبادت و هم محتوا و مضمون آن از سوی پرودگار ، معین شده است پس عبادتی است خدا پسند و مورد پذیرش  پروردگار .

مگر نه این که آدرس هر خانه را باید از صاحب خانه پرسید؟ مگر نه این که در هر ضیافت و مهمانی باید نظر میزبان رو رعایت کرد؟

عبادت حضور در برابر خدایی است که صاحب جهان است و نشستن بر سر مائده های معنوی پروردگار است که برای بندگان فراهم کرده است . پس چگو نگی  عبادت را هم از او باید فرا گرفت و به دستور او عمل کرد و دید که او چه چیز را عبادت دانسته و عبادت را به چه صورت از ما طلبیده است.

بهترین عبادتها آن است که :

اگاهانه ، عاشقانه ، خالصانه و  خاشعانه باشد که همه ی اینها در نماز قرار داده شده است.

روح عبادت در فطرت انسان نهفته است و اگر خوب رهبر نشود به عبادت بت و طاغوت می گراید.

مثل میل به غذا که در هر کودکی هست ولی اگر راهنمایی نشود ممکن است کودک خاک هم بخورد و هر چیزی که به  زیان اوست را میل کند.

در گرفتن شماره تلفن اگر یک شماره اشتباه یا کم یا زیاد گرفته شود تماس بر قرار نمی شود و یا اشتباه میشود.

کسانی از روی انحراف ، در شکل عبادت خدا تغییراتی می دهند ، این تغییر دادن گاهی از روی لجاجت و گاهی جهل و نادانی یا عوامل دیگر است.

"تعبد " آنست که حتی در شکل عمل هم آن گونه که دستور دین است بی کم و کاست عمل کنیم تا به مفهومه صحیح "بندگی " رسیده باشیم.

نکته ی قابل توجه دیگر این است که : کتاب آسمانی و دین به زبان " عربی " است و خدا می خواهد یک مفاهیمی را به ما القاء کند و لذا از مفاهیم عربی استفاده کرده چون ابتدا اسلام و پروردگار و پیغمبر ، در میان قومی مبعوث شد که عرب زبان بودند.

همچنین کسانی که به زبانهای دنیا آشنا هستند و زبان شناس و بی طرف و با انصاف باشند شهادت می دهند که زبان عربی کامل ترین زبان می باشد و در باره ی مفاهیم بلندی است که دیگر زبانها خالی از آنهاست.

خداوند معبود و معشوق ماست و  وقتی چیزی از ما خواسته که انجام دهیم ( که سودش هم به خود ما باز می گردد) باید عمل کنیم. وهمانطورکه در قرآن کریم آمده است که :

"اگاه باشید،یاد خدا دل ها را ارام میکند. "

آیا خداوند به نماز ما نیازمنداست ؟

 

"الله صمد" ، نشان دهنده ي بي نيازي خداست ‌، پس او چه

 نيازي به شكر و تسبيح دارد؟

امام رضا (ع) فرموده اند : "همانا علت واجب شدن نماز ، آن است كه نماز اقرار بندگي به خداوند عز و جل است و نفي شريك و همانند براي خداوند عزيز و ايستادن انسان در برابر خداوند حكيم با حال مذلت و فروتني و خضوع و اعتراف به گناهان ، و نيز درخواست عفو از تقصيرات و بر طرف ساختن آثار گناهاني است كه شخص در گذشته مرتكب شده و صورت نهادن بر زمين است در هر روز به خاطر بزرگ داشت خداوند ، و ديگر آن كه نماز سبب مي شود بنده پيوسته به ياد خدا باشد و او را فراموش نكند و طاغي و ياغي نباشد و با خشوع و رغبت ، خواستار افزونی  بهره و نصيب خود در اين دين و دنيا باشد..."

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر حیدریان  | 

هدف وانگیزه :

 

بارها و بارها درباره اینکه چرا باید نماز بخوانیم وچه اجباری در این موضوع است فکر کردم ولی جوابی نيافتم، از هرکس هم می پرسیدم جواب درستی نمی شنیدم؛ یا اگرجوابی می داد قانع کننده نبود.مثلاً یکی از جوابها این بود که به خاطر این نماز می خوانیم که سپاس گزار نعمتهای خداوند باشیم. در جواب این جمله همیشه این به فکرم می رسید که اگر دعا شکر خوانده ود؛ دیگر نیازی به خواندن نماز نیست. ولی یک روز یک مقاله خواندم و به جوابم رسیدم. آن مقاله درباره تغییراتي که در دنیای کنونی در حال اتفاق است و مشکلاتی که بشر امروزی را تهدید می کند؛ صحبت می کرد و نيزدرباره یک نیرو یا قوه فوق بشري صحبت می کرد، ازاین نیرو به نام نیروی الهی اسم برده شده بود بااين تعریف که خداوند در این جهان يك قوه اي در اختیار تمام افراد بشرگذاشته؛ این نیرو از منبع الهی سرچشمه می گیرد و مانند نور آفتاب بر همه می تابد و همه رابه یک اندازمستفيض مي كند؛ اما اين خود ماهستیم که خودرا از اين نور محروم می کنیم و به سایه پناه می بریم. این نیرو در اختیار تمام افراد بشر قرار گرفته و همه می توانند از آن استفاده کنند. این نیرو همان وسیله ای است که باعث حل خیلی از مشکلات ما می شود؛ بنابراين هر موقع مشکلی پیش بیاید مایوس و نامید نخواهیم شد. زندگي انسان مؤمن با این نیرو معنا پیدا می کند. برای جذب این نیرو به راههای زیراشاره شده بود: 1- وحدت ويگانگي؛ اتحاد افراد با یکدیگر شرط ضروري است براي جذب اين نيرو. 2- تبليغ امرالهي؛ افرادی که پیام الهی را به دیگران ابلاغ می کنند ازاین نیرو بهده مندمی شوند. 3- دعاونمازگزاري؛ نماز و دعا نيزاعمالي هستنندكه باعث جذب این نیرو می شوند. برایم جالب بود که نماز این نیروی عظیم را جذب می کند. ازآن پس، همیشه بعد از خواندن نماز مشکلاتم حل می شد. ابتدا فکر می کردم شانسی حل می شود؛ امابعد فهمیدم که شانسي دركارنبوده ؛ بلکه حل وفصل مشكلاتم نتيجه نیروی الهی بوده و اكنون خوب می دانم که اگر بطورروزمره این نیرو را جذب نکنم، هیچ گاه به آن تعالی وترقي که در نظرم هست، نخواهم رسید.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر حیدریان  |